متمّم و انواع آن

متمّم و انواع آن

         مي دانيم كه «فعل» هسته ي جمله است و نوع و تعداد اجزاي جمله به نوع فعل بستگي دارد .

در مرحله ي اول فعل ها به دو گروه گذرا و ناگذر تقسيم مي شوند :

فعل ناگذر  براي تشكيل يك جمله ي ساده ي مستقل فقط نياز به نهاد دارد . مانند فعلهاي « آمد ، رفت ، دويد ، خوابيد، چرخيد و....»

علي آمد  ، شادي رفت ،  ملت خوابيد و.............

اما فعل هاي گذرا علاوه بر نهاد به جزء ديگري نياز دارند تا بتوانند جمله مستقل ساده اي بسازند.اين نوع فعل ها سه دسته اند :

 1.گذرا به مفعول      2. گذرا به مسند             3. گذرا به متمم.

با توجه به پيچيدگي فعل هاي گذرا به متمم و اهميت آن بحث خود را به فعل هاي گذرا به متمم محدود مي كنيم .

متمم چيست ؟ گروه اسمي است كه قبل از آن حرف اضافه بيايد و معناي فعل بدون آن ناتمام باشد .

فعلهاي گذرا به متمم فعل هايي هستند كه براي ساختن يك جمله ي درست ومعني دار، غيراز نهاد  به يك گروه اسمي ديگر نياز دارند .

اين گروه اسمي كه متمم ناميده مي شود با يك حرف اضافه همراه است .و فعل ها حرف اضافه ي اختصاصي دارند ،يعني فقط با يك حرف اضافه به كار  مي روند مانند فعل ترسيدن  كه فقط با حرف اضافه ي « از » به كار مي رود . من از تاريكي مي ترسم  . در اين جمله گروه اسمي تاريكي متمم فعل است و فعل ترسيدن را نمي توان به صورتهاي ديگر به كار برد : مثلاً « من به تاريكي  مي ترسم ،‌من با تاريكي مي ترسم ، من براي تاريكي مي ترسم .»

مثال: هر انساني به كارهاي روزانه ي خود مي انديشد.

  در اين مثال مي بينيم كه معناي فعل بدون متمم ناقص است؛يعني نمي توان اين متمم را از جمله حذف كرد و انديشيدن فقط با حرف اضافه ي «به» مي آيد وصورتهاي ديگر كاربردي در زبان ندارند:

  هر انساني از كارهاي روزانه ي خود مي انديشد يا هر انساني با كارهاي روزانه ي خود مي انديشد.

با توجه به گستردگي بحث متمم و اينكه ما متمم هايي هم داريم كه فعل به آن نيازي ندارد به طور اختصار به بيان انواع ديگر مي پردازيم تا تشخيص متمم فعل از انواع ديگر آن برا ي دانش آموزان عزيز ميسر گردد.

انواع متمم : 1. متمم فعل‌: گروه اسمي است كه فعل به آن نياز دارد و بدون آن جمله ناقص است .

           2. متمم اسم : واژه هايي هستند كه اسم قبل يا بعد به آن نياز دارد اما فعل بدان نياز ندارد

          3. متمم قيدي : گروه قيدي است كه فعل به آنها نياز ندارد و مي توان آنها را از  جمله حذف كرد .

        1  .متمم اسمي : اسمهايي وجود  دارند كه كاربردشان در جمله همراه با يك حرف اضافه است ، تفكيك اين اسم ها از متمم، غيرممكن است مانند اسم هاي مهارت « در » تسلط « بر » علاقه « به »  كه اگر اين اسمها را در جمله اي به كار ببريم حتماً بايد با حرف اضافه ي اختصاص خود باشند .مثلاً جمله ي« او بر مطالب ِكتاب مسلط است »

مي دانيم كه فعل است يك فعل گذرا به مسند است و فقط به مسند نياز دارد اما در اين جمله يك حرف اضافه كه نشانه ي متمم است به كار رفته است و« مطالب كتاب» متمم است، سوال اينجاست اين نوع متمم چه نوع متممي است ؟

فعل به اين متمم نياز ندارد و همچنين نمي توان آن را از جمله حذف كرد چون معني جمله ناقص مي شود. اگر دقت كنيم واژه اي كه به اين متمم نياز دارد «مسلط» است ، مسلط اسمي است كه هميشه همراه با حرف اضافه ي « بر » به كار مي رود « مسلط بر مطالب كتاب» بر مطالب كتاب ، متمم مسلط است يعني متمم اسم.

مثالي ديگر : اصحاب به پيامبر علاقه داشتند . فعل داشتند يك فعل گذرا به مفعول  و مفعول آن واژه ي علاقه است . پس واژه ي پيامبر كه در اين جمله پس از حرف اضافه آمده است چه نقشي در جمله دارد ؟ مطمئناً نقش متممي دارد اما از چه نوع ؟ متمم قابل حذف نيست پس يكي از اركان جمله به آن نياز دارد . فعل با توجه به اينكه گذرا به مفعول است به آن نياز ندراد مي ماند واژه علاقه كه نقش مفعولي دارد  علاقه  از آن نوع اسم هايي است كه هميشه همراه با حرف اضافه ي خود و به طبع همراه با يك متمم در جمله ظاهر مي شود پس پيامبر متمم علاقه است .

تـــــوجه : متمم اسم همراه با اسم خود در جمله يك گروه اسمي را تشكيل مي دهند در اين نوع گروههاي اسمي اسم هسته و متمم آن وابسته است : علاقه به پيامبر

متمم قيدي : متممي است كه فعل به آن نياز ندارد يا اين متمم همراه با حرف اضافه ي اختصاصي فعل نيامده است و قابل حذف است به جمله ي زير دقت كنيد :

مولانا در شهر قونيه شاگردان زيادي داشت

اگر به فعل جمله  دقت كنيم مي بينيم كه «‌داشت »‌يك فعل گذرا به مفعول است و نيازي به متمم ندارد پس مي توانيم اين گروه را از جمله حذف كنيم پس جمله سه جزيي با مفعول به دست مي آيد .

مثال ديگر : حضرت محمد براي پيروزي اسلام در جنگ احد با دشمنان كافر جنگيد .

دراين جمله سه گروه متممي وجود دارند حال كدام يك از اين متمم ها، متمم فعل است و فعل به آن نياز دارد ؟مي دانيم كه : فعل جنگيدن گذرا به متمم و حرف اضافه ي اختصاصي آن « با » است پس گروهي كه بعد از حرف اضافه ي « با » قرار گرفته متمم فعل است و قابل حذف شدن نيست ، اما دو متمم ديگر قابل حذف شدن هستند و هيچ يك از اركان جمله به آن نيازي ندارند . اين متمم ها براي توضيح بيشتر به جمله اضافه شده اند و نقش قيدي دارند پس متمم قيدي ناميده مي شوند . توصيه مي شود دانش آموزان عزيز فعل هاي گذرا به متمم را ( همراه با حرف اضافه ي اختصاصي آنها ) در ذهن داشته باشند

فعل هاي گذرا به متمم در كتاب درسي سال سوم ذكر شده اند .

اينك تعدادي از اسم هايي كه نياز به متمم دارند . (همراه با حرف اضافه آن ها)

نگراني ، متعجب ، هراسان ، بيزاري ، خداحافظي ، منصرف ، پشيمان ، پس ،‌ استفاده ، بهتر ،  پر ، بهتر ، متشكل ، حمايت ، سير، برائت ، شكايت ،

 از

علاقه‌ ،  ‌نگرش ،  مديون ‌، توجه ، افتخار ، كمك ،

 به

، مصاحبه ، دوستي ، ‌دشمني ، مذاكره  ، ‌مبارزه  ، آشنايي  ، جنگ ‌ ، ملاقات ، مقابله ، متفاوت ،

 با

مهارت ،

 در

تسلط ‌، شورش ، 

 بر

در چند و چون تشبيه

به نام نقش بند صفحه ي خاك

        «در چند و چون تشبیه» عنوان مقاله ايست به قلم تواناي آقاي دكتر حسين آذرپيوند در بيان تشبيه وشكل هاي گوناگون آن.

انتخاب اين مقاله از ميان انبوه مقالات وزين مندرج در مجلات رشد بدان بود كه نويسنده ي آن دربيان مطالب خود دقت نظر وافر داشته وديگر اينكه بحثي است در خور توجه دانش آموزان عزيز و دبيران محترم . آنچه در پي مي آيد خلاصه اي ازاين مقاله ي پربار است. اميداست محصلان را به كار آيد و دبيران را بلاغت افزايد.

*******

      

ادامه نوشته